على محمدى خراسانى

48

خارج اصول (فارسى)

4 - واضع كيست ؟ وقتى به اثبات رسيد كه دلالت الفاظ بر معانى ذاتى و مقتضاى ذات لفظ نيست بلكه وضعى و به موجب قرارداد است و حقيقت وضع هم عبارتست از جعل الفاظ براى معانى آنگاه اين پرسش مطرح مىشود كه واضع كيست ؟ چه كسى الفاظ را براى معانى قرار داده و ميان هرلفظى با معناى خاصى ايجاد ارتباط و مناسبت نموده است ؟ چهار نظريّه در مسأله وجود دارد : 1 - واضع فرد معيّنى از افراد بشر باشد . 2 - واضع خداوند متعال باشد . 3 - واضع گروه انسانها باشند نه شخص خاصى از آنها . 4 - به مقدار ضرورى كه بشر راه بيفتد و الفاظ را به كار ببرد واضع خداوند است و مازاد به دست بشر جعل شده است . قبل از بررسى اين اقوال دو نكته را يادآور مىشويم : الف : اين بحثها نسبت به وضع تعيينى مطرح است كه واضعى دارد و گرنه نسبت به وضع تعيّنى كه در اثر كثرت استعمال پيدا مىشود جاى اين پرسش نيست و معلوم است كه واضع معيّنى ندارد و اصلا واضع ندارد . ب : نسبت به اعلام اشخاص و اسماء كتب و مؤسسات و مخترعات و مصنوعات و . . . نيز بحثى نيست و روشن است كه اينها واضع بشرى دارند و هركدام را شخصى براى معنايى قرار داده است و سخن از وحى و نزول فرشته و الهى بودن نيست و لذا بجا بود در كلمات قوم اين گونه بحث مىشد كه : واضع نخستين براى هر لغت و زبانى كيست ؟ چه كسى زبان تازى را اختراع نمود ؟ چه كسى زبان پارسى را اختراع كرد ؟ و . . . ولى بزرگان اين گونه بحث نكرده‌اند بلكه از توضيحات و احيانا انتقادات و مناقشاتى كه به پاره‌اى از انظار دارند به روشنى فهميده مىشود كه بحث را كلى و عام دانسته‌اند و به صورت كلى بحث كرده‌اند كه واضع كليه الفاظ براى